سه شنبه 28 اسفند 1386  12:03 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

۵ فروردین من متولد میشم همین بسه !یه تولد ساده

« شب نامشروع گرگ و میش»


شب شیشه‌ای گرگ و چوپان مست
بشنو که چنین است

__دیالوگ‌های گرگ :

شراب شاتوت و خون بز
سیگار و سوتین سیاه
بنوش و بکش ای چوپان
که فردای حقیقت بز باید به ((چرا))برد
و چوپان نوشید
فارغ از شنگول و منگول
که سال‌هاست گرگ را به لباس چوپانی فریفته‌اند
مستی را شریک گرگ شد

-دیالوگ‌های راوی :

فردای آن شب کذایی
زاده شد روباهی
از آن رابطه نامشروع گرگ و میشی
خنده دارد است
آبروی نیرنگ را هم باید برد
آهای چوپان
کلاهی که بر سرماست
نه باد
که بی‌داد برد
خون دلت را شراب کردند
نوشیدند
آبرویت را سیگار کردند
کشیدنند
و خودت را
با سوتین سیاه فریفتند
خوردند
این روبهان گرگ زاده
و تو هنوز در انتظار گله‌ای؟
هوو هوو -- بعه بعه


                                       زمستان ۸۶

===============================

و اما ۸۶ هم رفت به همین سادگیش من موندم و حوض بی آبم

اولین چیزی که باید بگم اینه که ((عید اومد بهار اومد  من از تو دورم))

بعد ۳ترم کذایی که ضریب پیشرفتش به ازای هر ترم ۵ صدم بود

بعد دیگه اینکه خیلی سر کار بودن رو با تمام وجود احساس کردم

یه چیزی در حد تیم ملی.......

۸۶ بلایی به سرم در اورد که تا همین اواخر هم تو خواب گریه میکردم

چه میکنه این ۸۶ ای ول به ولش......

۸۶ سال تجربه بود اونم فوج فوج....

۸۶ سال لیست کردن آرزوها بود .....

۸۶ سال انتخاب بود که ما هم انتخاب کردیم ولی نرفت به مجلس انتخاب کردم ولی سرکار گذاشت انتخاب کردم و تنهام گذاشت انتخاب کردم خریدم و دم در مسجد ازم دزدیدنش اواخر هم دست به یه انتخاب دیگه زدم که دیدم ...هیچی دیگه ندیدم

خلاصه سال ۸۶ من بازم یوسف بودم خدا رو شکر....

تا ۸۷ چه پیش آید خدا داند......

فقط خدا کنه حوض من پرآب بشه به یه ماهی خوشگل و آرزوهام کم بشه حتی اگه بهشون نرسم...

==================================

سال ۸۶ دلم شکست ای خوب من

 


  • آخرین ویرایش:-
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات