جمعه 19 بهمن 1386  04:02 ق.ظ
نوع مطلب: (اشعار جاشو , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

برخورد چهارم _ابدیت_ :

در هوایی پر از شهوت

در ازدحام قلم

آسمان تخیل را رها می کنم

و به پنجره ی باز مینگرم

که حوا رو به دریا شعر مرا میخواند

((یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

                                      کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور))

 


برخورد سوم_عزای حوا_:

باد وزید

باران آمد

خیس شد دفتر روز مره گی

زیر ناودان زندگی

توبه کردیم که سیب نخوریم و نخوردیم

 من شدم آدم بی حوای روزگار

با یک بهشت بی حوا بی دریا

..............................................................

 

 

سر مقاله۲ گانه:

۱ـامروزه نقش غیر قابل انکار سمبوسه و توانایی این خوراک شرقی در بالا بردن بهره وری نیروی انسانی توسعه اقتصاد و اصولا فلفلی کردن افراد جامعه بری هیچ کس پوشیده نیست.لذا همین دلایل کذایی باعث رخنه کردن تورم در این بازار حساس شد..با قرار دادن سال ۷۰ به عنوان سال پایه و آقای ((ملا))به عنوان نیروی کار و نسبت گرفتن شاخص بهای سمبوسه در سال ۷۰ با قیمت ۱۰ ریال و سال ۸۶ به عنوان سال جاری با قیمت ۷۰۰ ریال متوجه یک تورم ۷۰۰٪ شدیم که جای تاسف دارد.با بررسی های به عمل امده در بازار سمبوسه شاهد کاهش رشد نرخ درآمد ملی و کاهش بیکار ی شدیم ..لذا جا دارد که مسولین ما با اختصاص یارانه به بخش سمبوسه این تورم لجام گسیخته در این بخش را کنترل نمایند تا ما لا اقل در بخش سموسه شاهد تاثیر نفت ۹۰ دلاری باشیم ..انشا الله

۲ـ این روزها بحث انتخابات درمناطق مختلف به حدی گرم شده است که مردم پس از اعلام نتایج احراز صلاحیت کاندیدا ها در بعضی مناطق به دلیل جفتی شدن تایید صلاحیت شدگان درگیر خرید سکه برای انجام شیر و خط در راستای انتخاب کاندید مورد نظر خود شده اند...باریک الله..طبق اخبار رسید و نرسیده بعض از رد طلاحیت شدگان منکر ارتباط با فرق ضاله از جمله بهائیت، گروهکها، دفتر تحکیم وحدت، اصلاح ‏طلبان، شخص موسوم به سید محمد خاتمی و کارگزاران شده اند..

حتی یکی از رد صلاحیت شدگان به رادیو هشتم گفته:

پیام دادی و گفتی بیا خوشم می‌دار //من خرامان و خرابان آمدم

جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو//

به قول معروف هم شاید هرکی هرچی حقشه ، حلا تو دستشه *قابل توجه رد صلاحیت شده ها

آنگاه که همه از ترس سست شده، کنار کشیدند، من قیام کردم، و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم، و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت که همه باز ایستادند من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم. در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته‎تر بود اما در عمل برتر و پیشتاز بودم، زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضیلت‎ها را بردم.

همانند کوهی که تندبادها آن را به حرکت در نمی‎آورد، و طوفان‎ها آن را از جای بر نمی‎کند، کسی نمی‎توانست عیبی در من بیابد، و سخن چینی جای عیبجویی در من نمی‎یافت.

خطبه ۳۷ امام علی


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 13 دی 1386  02:01 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

سه پرده به توان شعر!!

یك حرف ،یك نصیحت ، یك درد ودل
پرده اول:

دختر
بیا تا به فال نیک بگیرم چشمت را
و بگیرم ماهی از آب گل آلود لبانت
خورده حساب کودکی را به حساب آبنباتم بگذار

پرده دوم :

امروز که چشم به دنیا گشوده ای
مواظب دنیا باش
دیگر آبنباتی برای گول زدنت ندارم
دنیا از من حریص تر است

پرده سوم:

هر قطره اشکت را بیتی کن
بیت لیلی را به حساب کوتاه مددتش بفرست
اگر قطره اشکی داشتی استاد
این منم، مجنون
حساب بلند مددتم هنوز باز است
شعرت را به حسابم بریز....

===========================

برای اکبر رادی

وسرانجام اکبر رادی روز پنجم دی ماه 1386 در سن 68 سالگی درگذشت. در فضای آرام و ساکت ،حتی رسانه ملی هم در هیچ کدام از بخش های خبری خود حاضر به پخش گزارش و خبری از درگذشت وی نشد و بر این سکوت و سردی مرگ اکبر رادی دامن زد...شاید اعلام خبر نا آرامی در موریتانی و یا خبر دوپینگ دوچرخه سواران ((تی موبایل))برای ایرانیان و مشخصا رسانه ملی مهمتر از مرگ یکی از چهره های ماندگار ادبیات نمایشی ایران باشد.شاید برای کامران نجف زاده و دوستانشان در 20:30 تهیه یک گزارش از وزیر و وکیل تا تکذیب و تایید نان و آب دار تر باشد و شاید اکبر رادی خود نیز این سکوت سفید را بیشتر دوست داشته باشد تا هیاهوی سیاه...«چهره ماندگار»این چند ساله مدال مستعملی شده است که فله‌ای به سینه بندگان خدا نصب می کنند و ایضاً برای محتشمان این حوالی ما ستاره رنگ پریده ای است که فله ای به دوش اهل هنر می زنند.

( سكوت چهارم )
و شاید هرگز سكوتی دركار نبود
وقتی ماهیگیر بدون ماهی
به خانه برگشت ..
اینجا پر شده بود از آب باران
و شاید هم لرزش سرما دی
پیرمرد چشمانش را تا ابد فرو بست...(شاعر حمید شعرانی)


 

که معنی عالم برای من همه در فرم است 


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 11 آذر 1386  11:12 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

زلیخا مرا در پاییز زاد

دلم می خواست

در گلدان ابدیت بخوابم

کنار ((یوکا های ))مادرم

که غم را در چهره ی چین خورده اش می بینند

دلم می خواست

همرزانم مرا شلیک میکردند

به سمت صفحات خالی تاریخ

افسوس که مرا در سکوت

خفه کردنند

** ** **

و بعد از پاییز افتاد

سایه ی لرزان مردانگیم

زیر پای دخترکی

که گوشه ی خیابان استفراق میکرد

خوشبختی خویش را

آن هنگام که من

زیر سایه ی مرموز صبح

خفته بودم

کنار زلیخای پاییزیم

روبه آسمانی که از آن خدا می بارید.....

========  =========  ==========

تابلوی سیاسی

به نام خدا ، بابا آب داد ، بابا آب خورد ، بابا آب آلوده خورد ، بابا وبا گرفت ، بابا مُرد ، بابا را بردند قبرستان ، بابا دیگر نیست ، پس همه ما برای بابا گریه می کنیم.

=================================

میگویند وضعیت ویژه هست به قول شاعر خبر آمد خطری در راهست کسی

می دونه چه خطری در راه است؟


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :6  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic