جمعه 17 خرداد 1387  01:06 ق.ظ
نوع مطلب: (روایات تصویری , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

 

 


شعرم

قلمم

دفترم

حتی خودم

با خودم قهر کرده اند

من اسیر سیاهی شده ام


====================


مجلس هفتم به سه روایت ساده و یک گفتمان خودمانی

 

 

 

 

 

شروع و پایان

 

از خیابان امام خمینی شروع می شود وبالاخره در خیابان بهارستان ختم می شود.مجلس در حالی شروع بع کار کرد که 85 نماینده دور قبل رد صلاحیت شده بودند.از همان ابتدا مجلس با شعار ما مستضعفیم و ساده زیست شروع به کار کرد و حتی در اقدامی نمادین در اولین روزهای خوش مجلس هفتم در حالی پا به حرم مطهر امام خمینی (ره) گذاشتند که برای صرفه جویی حاضر به بردن شاخه گلی نشدند مرحبا.ولی شاید این قشر ساده زیست باید ناخاسته پا به بهارستان میگذاشنتد ، که با سیاق آنها در تضاد بود موکتی که از بلژیک آمده و زیر پایشان فرش شده و مانیتور های گران قیمتی که جلویشان نصب شده و سطل زباله های مکانیزه والا ماشاالله ....

مجلس هفتم با شعار ثبیت قیمت ها کارش را شروع کرد وبعد از چند صباحی دست و پنجه نرم کردن با اقتصاد ایران به راحتی از کنار آن گذشت و با نیم نگاهی به تورم پروژه تثبیت قیمت ها را به انبار متروکه طرح و لوایح انداختند بارک الله.

مجلس هفتم  با رییسی که آرمان ایران ژاپنی یا ژاپن اسلامی را در سر میپروراند شروع شد و با ریسی منتقد و درگیر با دولت(ریس جمهور) تبدیل شد.در این میان ما برای رسیدن به ژاپن اسلامی از هیچ کاری دریق نکردیم تا حدی پیش رفتیم که کشور های جدید آفریقایی را هم کشف کردیم.واقعا چرا فرصت هم نشینی با مجالس کشور های توسعه یافته را زا دست دادیم این خو دیک سوال است.

و با لاخره اوج کار غیبت های نمایندگان بود که مجلس را گاهی از حد نصاب می انداخت و گاهی از رای گیری.وسرانجام کمیسیون اصل 90 که سنگ تمام گذاشت برای آقای سید محمد خاتمی؟!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

دستاورد بزرگ

 

وقتی ازتعدای نمایندگان می پرسند بزرگترین دستاورد مجلس هفتم چه بود گوشم را تیز میکنم تا ببینم به راستی دستاورد چه بود و نمایندگان در کمال خونسردی میگویند ((آرامش)) بر خلاف مجلس ششم که پر از جنجال بود.به راستی پایه این آرامش در چه بود؟

تنها یک کلمه ،مصلحت ودیگر هیچ.مصلحتی که در مجلس هفتم نهادینه شده و به نمایندگان ارجاع داده شد .به قول عماد افروغ مجلس تبدیل به مجمع تشخیص مصلحت شده است.بیشترین مصلحت را می توان در به حاشیه بردن استیضاح وزیران دید که برای مثال همین اواخر پرونده استیضاح وزیر بازرگانی به زباله دان مجلس هفتم انداخته شد.البته گاهی ریس جمهور با دور اندیشی این مصلحت اندیشی را نقش بر آب کردند .نمونه بارز آن فرشیدی بود.جالب اینجاست که این مصلحت اندیشی به اصلاح طلبان هم صرایت کرده بود که برای اینکه بهانه دست دوستان اصولگرا ندهند که چوب لای چرخ دولت میگذارند خود به خود به انزاوا کشانده شدند.

 

 

 

 

 

 

افول افسانه ای به نام باهنر 

بدون شک یکی از قدرتمند ترین و با نفوذ ترین نمایندگان مجلس هفتم همین مرد کرمانی بود که مصلحت را نهادینه کرد.با اینکه حداد عادل بر کرسی ریاست تیکه زده بود اما بی تردید همه کاره مجلس کسی نبود جز باهنرکه مذاکره کننده رده بالای دولت در مجلس به شمار می آمد که همین دلیلی بر افول قدرت تمام ناشدنی ایشان شد. زمانی این افول به چشم می آید که در همان اوایل اصولگرایان میانه رو با تشکیل فراکسیون وفاق و کار امدی راه خود را از باهنر جدا میکنند و بعد هم جدایی عماد افروغ .شاید سایه سنگین باهنر و نارضایتی از عملکرد او این انشعاب ها را بیشتر کرد تا جایی که در پایان مجلس هفتم سه فراکسیون از دل اصولگرایان بیرون آمدو باز هم خدا را شکر که مجلس بیشتر طول نکشید. البته مردکرمانی در گرفتن رای اعتماد برای وزیر آموز پرورش نشان داد او هنوز افسانه ای است به نام باهنر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفمان خودمانی

 

حالا خودمانی خدا پدرتان را بیامرزد این طرح تجمیع انتخابات چی بود دیگه . شاید هم نشستن تو زانتیا و دور زدن تو تهران و حومه این حس رو منتقل کرده که چند سال دیگه هم در خدمت مردم باشین. حالا باز هم خدا پدر شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت را بیامرزد که آن را مغایر با قانون اساسی دانستند.

یه سوال هم همیشه داشتم اینکه چی شد نمایندگانی که امام زمان (عج)حکمشون رو تایید کرده بود برا مجلس هشتم یه تعدادیشون تایید نشدن یه تعدای هم رای نیاوردند؟

 آری ز درون این شب تاریک
ای فردا من سوی تو می رانم
رنج است و درنگ نیست می تازم
مرگ است و شکست نیست می دانم
آبستن فتح ماست این پیکار.

 


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387  03:05 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

همه بر 3 وزنیم

 

چه کسی بود که میگفت:

متاسفم

برای سادگیم ،بیش از حد

سادگیت،سادگیمان

برای خواب بعد از ظهریمان

خوابمان،خوابتان

ای مردمان ساده لوح در بیشه ی بیدار

سالهاست که ، شیرهای خفته اید

بر پنجه ی خیس شغالان

روایت خون بازی شغال است

این انار که افتاده در خانه ی ما

یارن ، این بیشه باتلاق شد

بعد از خواب یاران

بیدارشویم،بیدارشوید،بیدار شوند

باید که..

که در همسایگی ما

کابوسی سکونت دار

با جامه ی آلوده ی سفید

برای پیوند سکوت و تولد

برای

خوابمان،خوابتان،بیدارییشان

وچه کسی بود که میگفت:........

=====================

لبخند و نان به سفره ی امشب نمی رسد
فکری بایدکرد!

همه چیزم را کنار گذاشته ام جز عقیده ام را، دلم میخواهد با همین عقیده به دریا بزنم اما ترسم از آن است که دریا عقیده ام را غرق کند، بشورد.

دلم میخواهد به بیابان بزنم ترسم از آن است که بیابان عقیده ام را بخشکاند...ناچارا به خود میزنم شاید از این خود زنی عقیده ای دیگر به تراود.

برای عقیده ام

مردم  بنی صدر را انتخاب کردند چون او را مظهر عدالت و مردمی بودن میدانستند. مردم  رجایی را انتخاب کردندچون او را مظهر عدالت و مردمی بودن می دانستند. مردم  خامنه ای را انتخاب کردندچون او را مظهر عدالت و مردمی بودن می دانستند. مردم  هاشمی را انتخاب کردند چون او را مظهر عدالت و مردمی بودن می دانستند. مردم  خاتمی را انتخاب کردندچون او را مظهر عدالت و مردمی بودن میدانستند..
مردم  احمدی نژاد را انتخاب کردند چون او را مظهر عدالت و مردمی بودن می دانستند.
مردم گاه درست پنداشتند و گاه غلط. اما هیچ گاه جز عدالت و مردمی بودن چیز دیگری را نخواستند.

ما انقلاب کردیم،ما جنگ کردیم ،ما شهید دادیم وآن وقت شما نسل سومی ها....وای بر شما.

ای کاش کسی هم پیدا می شد وبه ریس جمهور محبوب و همراهانش در قطار حکومت میگفت :ما انقلاب کردیم،ماجنگ کردیم،ماشهید دایدم لطفآ ترمز را بکشیدآخرمیترسیم کابینه الهی و همراهان،خدایی ناکرده به خاطر سرعت زیادبه کوه بخورد یا چپ کند.آقایان دولت مرد،همه خبر از زلزله های بزرگ اجتماعی میدهند میخواهم از شما بپرسم این زلزله اجتماعی خانه خراب کن است یا نه اصلا چند ریشتر است .آیا این زلزله به عدالت ربطی هم دارد.

آقای دولت یادت نرفته که بزرگ ترین ایرادت به دولت های گذشته این بود که((به جای اصلاح زندگی مادی مردم به حرافی و ایده سازی مشغول شده اید))حالا در روزهائی که فغان همه کشور و حتی موافقان از تورم بلند است شعار ” ماموریت ما تغییر مدیریت در جهان است” سر می دهید .آیا این شعار نیست،حرافی نیست.((الله اعلم ))

آقای دولت با این نرخ سر سام آور تورم فکر می کنم مسئولان مدتی بعد هم باید یک وام   خرید قبر برای مردم در نظر بگیرند.

شاید بد نباشد به صندوق بین المللی پول هم سری بزنیم لااقل آمارشان واقعی است و در دست اصلاح طلبان لعن الله نیست. به لحاظ نرخ تروم رتبه اول خاورمیانه را داریم ،در بین 183 کشور جهان،پنجمین اقتصاد متورم دنیا این حقیقت است.

نمیدانم چرا بعضی وقت ها خود به خود به یاد حرف آقا محمد خان می افتم ((اگر می خواهید بر جهان حکومت کنید سعی کنید مردم فقیر و بیچاره باشند))

لطفا یکی ترمز را بکشد....

چون شما آمدی که وصل کنی
نه اگر وصل شد، تو فصل کنی

توی این مشکلات بنیانی
از چه در بند نقش ایوانی!


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 28 اسفند 1386  12:03 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

۵ فروردین من متولد میشم همین بسه !یه تولد ساده

« شب نامشروع گرگ و میش»


شب شیشه‌ای گرگ و چوپان مست
بشنو که چنین است

__دیالوگ‌های گرگ :

شراب شاتوت و خون بز
سیگار و سوتین سیاه
بنوش و بکش ای چوپان
که فردای حقیقت بز باید به ((چرا))برد
و چوپان نوشید
فارغ از شنگول و منگول
که سال‌هاست گرگ را به لباس چوپانی فریفته‌اند
مستی را شریک گرگ شد

-دیالوگ‌های راوی :

فردای آن شب کذایی
زاده شد روباهی
از آن رابطه نامشروع گرگ و میشی
خنده دارد است
آبروی نیرنگ را هم باید برد
آهای چوپان
کلاهی که بر سرماست
نه باد
که بی‌داد برد
خون دلت را شراب کردند
نوشیدند
آبرویت را سیگار کردند
کشیدنند
و خودت را
با سوتین سیاه فریفتند
خوردند
این روبهان گرگ زاده
و تو هنوز در انتظار گله‌ای؟
هوو هوو -- بعه بعه


                                       زمستان ۸۶

===============================

و اما ۸۶ هم رفت به همین سادگیش من موندم و حوض بی آبم

اولین چیزی که باید بگم اینه که ((عید اومد بهار اومد  من از تو دورم))

بعد ۳ترم کذایی که ضریب پیشرفتش به ازای هر ترم ۵ صدم بود

بعد دیگه اینکه خیلی سر کار بودن رو با تمام وجود احساس کردم

یه چیزی در حد تیم ملی.......

۸۶ بلایی به سرم در اورد که تا همین اواخر هم تو خواب گریه میکردم

چه میکنه این ۸۶ ای ول به ولش......

۸۶ سال تجربه بود اونم فوج فوج....

۸۶ سال لیست کردن آرزوها بود .....

۸۶ سال انتخاب بود که ما هم انتخاب کردیم ولی نرفت به مجلس انتخاب کردم ولی سرکار گذاشت انتخاب کردم و تنهام گذاشت انتخاب کردم خریدم و دم در مسجد ازم دزدیدنش اواخر هم دست به یه انتخاب دیگه زدم که دیدم ...هیچی دیگه ندیدم

خلاصه سال ۸۶ من بازم یوسف بودم خدا رو شکر....

تا ۸۷ چه پیش آید خدا داند......

فقط خدا کنه حوض من پرآب بشه به یه ماهی خوشگل و آرزوهام کم بشه حتی اگه بهشون نرسم...

==================================

سال ۸۶ دلم شکست ای خوب من

 


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :6  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic