تبلیغات
دستنوشته های یک جاشو
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388  06:49 ب.ظ
,  ،) توسط: جاشو جاروفی

 

من زنده ام و دچار یک تجربه

همین بهانه ایست برای زندگی و زنده ماندن 

باز خواهم گشت

پس یک سلام کوچلو

 تا بعد!


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 3 شهریور 1387  04:08 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

 

 

 

 

شهریور 1387 انگار گرما کله ام را داغ کرده است.مغرم پر از شرجی شده نم کشیده از زور بیکاری این روزهابه دریا پناهنده می شوم تا شاید عقلم حسابی آب بکشد و به قول پدر بزرگ خدا بیامرزم ما هم یه چیز بشویم.وسر عقل بیایم. این روزها چهره همیشه ناراضی کوچه رد میشود علی اولای خلو(علی عبدالله غلام) وعجیب است که نمی نالد که ناگهان سکوت کوچه را میشکند و بلند میگوید مگه گناه من چیه ، ای انرژی هسته ای تو که به اندازه من خارکور نیستی توکه نمی خواهی هر روز بری بالای نخل حمالی هم که نمیبرنت ، ای خدا احتمالا درد ودلی های تو اندازه من نباشه! بعد رو به من میگه نمیفهمی کوپن شماره چند روغن میدن من هم میگم نه والله و به قول ما جنوبی ها او در حال مروکر از کوچه رد میشه تا کم کم ناپیدا میشه.من سعی کردم دریای امروزم رو کنسل کنم تا از حرفهای علی اولای خلو نتیجه گیری اخلاقی کنم ولی نشد و به ناچار دریا رفتم .اونجا هم حسابی زیر آبی رفتم و علقم رو شستم تا بتونم از مر وکرهای علی جان نتیجه گیرکنم و خلاصه با سعی فراوان به دو نتیجه از حرفای اون رسیدم.

اول :

 



ای انرژی هسته ای ilove you

شاید طعم تلخ نفت در سفره های مردم آن ها رابه گونه ای بی اشتها و انرژی زده کرده که این بار حاظر به دیدن انرژی هسته ای بر سرسفره هاشان و چشیدن طعم آن نیستند. راستی سوالی که ذهن مرا مشغول کرده این است که چرا احدی از مسولین و مردم عزیز نمی گویند انرژی صلح آمیز هسته ای حق مسلم ماست وچرا میگوییم انرژی هسته ای حق مسلم ماست. باور کنیم اگر شعارمان را عوض کنیم ، بنده ی خدا بوش و سارکوزی و بروچ همه متوجه اشتباه خود می شوند والله.راستی چرا این دوستان کمپین کار به جای جمع آوری یک میلیون امضا، یک میلیون فکر یک میلیون دیپلماسی را جمع نمیکنند برای رهای از بنبست هسته ای که فرا روی ماست.به راستی چرا با داشتن انرژی هسته ای باید هر روز برق خانه ما 2 ساعت برود .حتما خیر است انشا الله.

 

دوم  :

 

 

 

طرح تحول اقتصادی یا تحول طرح اقتصادی ، تکلیف علی اولای خلو اینا چی میشه

 

شاید اجرای طرح تحول اقتصادی بتونه جریان منگ و منگ ها ومروکرهای کوچه ی ما را عوض کنه واز حالت کلیشه ای و روز مرگی خودش در بیاره و اونا رو به سمت سیاسی شدن بکشونه که اون وقت باید شاهد میتینگ های علی جان در کوچه و پس کوچه های محله ی ما بود. بیچاره دهک های پایین جامعه میگن قراره با اجرای این طرح له بشن به طوری که با منکاش هم نمیشه دیگه جمعشون کرد.البته حتما علی جان می دانند که با اجرای طرح تحول اقتصادی ما میتونیم در المپیک لندن مدال ها رو درو کنیم .ربطش رو نمیدونم ولی مطمئن هستم.تازه قرارشده ظرف همین چند ماه بشیم اقتصاد اول دنیا پس علی جان و مردم شریف کوپنا رو جمع کنیم به جایش ماه تا ماه پول بگیریم،حالا چه کاریه کوپن دستومون باشه والله باعث زحمته در ضمن پول برق و آب و غیره و ذالک رو بدون یارانه میدیم که دیگه دغدغه خرج پول هم نداشته باشیم ما که دهک پایین جامعه نیستیم اونا که هستن برن تا طرح تحول اقتصادی فکری به حالشون بکنه.راستی تورم جان تو دیگه نیا وسط که اصلا کسی حوصلت رو نداره اصلا تو غیر واقعی هستی . راستی چه فرقی بین جزوه 40 صفحه ای طرح تحول اقتصادی و برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور (88-1384) و نیز سند چشم انداز بیست ساله اقتصاد ایران (سال 1400) میباشد؟(این سوال مفهمومی می باشد)

 



چراغی را که ایزد برفروزد

هر آنکس پف کند ریشش بسوزد


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 17 خرداد 1387  12:06 ق.ظ
نوع مطلب: (روایات تصویری , ,  ،) توسط: جاشو جاروفی

 

 


شعرم

قلمم

دفترم

حتی خودم

با خودم قهر کرده اند

من اسیر سیاهی شده ام


====================


مجلس هفتم به سه روایت ساده و یک گفتمان خودمانی

 

 

 

 

 

شروع و پایان

 

از خیابان امام خمینی شروع می شود وبالاخره در خیابان بهارستان ختم می شود.مجلس در حالی شروع بع کار کرد که 85 نماینده دور قبل رد صلاحیت شده بودند.از همان ابتدا مجلس با شعار ما مستضعفیم و ساده زیست شروع به کار کرد و حتی در اقدامی نمادین در اولین روزهای خوش مجلس هفتم در حالی پا به حرم مطهر امام خمینی (ره) گذاشتند که برای صرفه جویی حاضر به بردن شاخه گلی نشدند مرحبا.ولی شاید این قشر ساده زیست باید ناخاسته پا به بهارستان میگذاشنتد ، که با سیاق آنها در تضاد بود موکتی که از بلژیک آمده و زیر پایشان فرش شده و مانیتور های گران قیمتی که جلویشان نصب شده و سطل زباله های مکانیزه والا ماشاالله ....

مجلس هفتم با شعار ثبیت قیمت ها کارش را شروع کرد وبعد از چند صباحی دست و پنجه نرم کردن با اقتصاد ایران به راحتی از کنار آن گذشت و با نیم نگاهی به تورم پروژه تثبیت قیمت ها را به انبار متروکه طرح و لوایح انداختند بارک الله.

مجلس هفتم  با رییسی که آرمان ایران ژاپنی یا ژاپن اسلامی را در سر میپروراند شروع شد و با ریسی منتقد و درگیر با دولت(ریس جمهور) تبدیل شد.در این میان ما برای رسیدن به ژاپن اسلامی از هیچ کاری دریق نکردیم تا حدی پیش رفتیم که کشور های جدید آفریقایی را هم کشف کردیم.واقعا چرا فرصت هم نشینی با مجالس کشور های توسعه یافته را زا دست دادیم این خو دیک سوال است.

و با لاخره اوج کار غیبت های نمایندگان بود که مجلس را گاهی از حد نصاب می انداخت و گاهی از رای گیری.وسرانجام کمیسیون اصل 90 که سنگ تمام گذاشت برای آقای سید محمد خاتمی؟!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

دستاورد بزرگ

 

وقتی ازتعدای نمایندگان می پرسند بزرگترین دستاورد مجلس هفتم چه بود گوشم را تیز میکنم تا ببینم به راستی دستاورد چه بود و نمایندگان در کمال خونسردی میگویند ((آرامش)) بر خلاف مجلس ششم که پر از جنجال بود.به راستی پایه این آرامش در چه بود؟

تنها یک کلمه ،مصلحت ودیگر هیچ.مصلحتی که در مجلس هفتم نهادینه شده و به نمایندگان ارجاع داده شد .به قول عماد افروغ مجلس تبدیل به مجمع تشخیص مصلحت شده است.بیشترین مصلحت را می توان در به حاشیه بردن استیضاح وزیران دید که برای مثال همین اواخر پرونده استیضاح وزیر بازرگانی به زباله دان مجلس هفتم انداخته شد.البته گاهی ریس جمهور با دور اندیشی این مصلحت اندیشی را نقش بر آب کردند .نمونه بارز آن فرشیدی بود.جالب اینجاست که این مصلحت اندیشی به اصلاح طلبان هم صرایت کرده بود که برای اینکه بهانه دست دوستان اصولگرا ندهند که چوب لای چرخ دولت میگذارند خود به خود به انزاوا کشانده شدند.

 

 

 

 

 

 

افول افسانه ای به نام باهنر 

بدون شک یکی از قدرتمند ترین و با نفوذ ترین نمایندگان مجلس هفتم همین مرد کرمانی بود که مصلحت را نهادینه کرد.با اینکه حداد عادل بر کرسی ریاست تیکه زده بود اما بی تردید همه کاره مجلس کسی نبود جز باهنرکه مذاکره کننده رده بالای دولت در مجلس به شمار می آمد که همین دلیلی بر افول قدرت تمام ناشدنی ایشان شد. زمانی این افول به چشم می آید که در همان اوایل اصولگرایان میانه رو با تشکیل فراکسیون وفاق و کار امدی راه خود را از باهنر جدا میکنند و بعد هم جدایی عماد افروغ .شاید سایه سنگین باهنر و نارضایتی از عملکرد او این انشعاب ها را بیشتر کرد تا جایی که در پایان مجلس هفتم سه فراکسیون از دل اصولگرایان بیرون آمدو باز هم خدا را شکر که مجلس بیشتر طول نکشید. البته مردکرمانی در گرفتن رای اعتماد برای وزیر آموز پرورش نشان داد او هنوز افسانه ای است به نام باهنر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفمان خودمانی

 

حالا خودمانی خدا پدرتان را بیامرزد این طرح تجمیع انتخابات چی بود دیگه . شاید هم نشستن تو زانتیا و دور زدن تو تهران و حومه این حس رو منتقل کرده که چند سال دیگه هم در خدمت مردم باشین. حالا باز هم خدا پدر شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت را بیامرزد که آن را مغایر با قانون اساسی دانستند.

یه سوال هم همیشه داشتم اینکه چی شد نمایندگانی که امام زمان (عج)حکمشون رو تایید کرده بود برا مجلس هشتم یه تعدادیشون تایید نشدن یه تعدای هم رای نیاوردند؟

 آری ز درون این شب تاریک
ای فردا من سوی تو می رانم
رنج است و درنگ نیست می تازم
مرگ است و شکست نیست می دانم
آبستن فتح ماست این پیکار.

 


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :5  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5